سلام
تا حالا شده "تکرار" توی روابطتون اذیتتون کنه ؟
منظورم از تکرار خیلی چیزهاست. مثلا تکرار هرساله مراسم تولد یک دوست. تکرار کیک مالیدن و دورهم جمع شدن و کادو دادن! از نظر خودم کارم به جایی رسیده که دوست دارم مراسمی برای تولد خودم گرفته نشه تا از این درگیری ذهنی راحت باشم. اما حرف من اینقدر جزئی نیست.
تکرار در روابط خیلی گسترده هست. از "دوستت دارم" های تکراری دو عاشق تا سلام علیک های خانوادگی که میگن "خونه رو چیکار کردین، دانشجویی هنوز، خیلی خوش اومدین، چرا شام نمیمونین و دیگه چه خبر".
حالا شما بگین به نظرتون روابط و کلیشه ها چقدر کنار هم خوبن یا بدن و اینکه دیگه چه مثالهایی از تکرار توی روابط خودتون دیدین